پرويز اذكائى

50

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

رجوع تواند بود . اينك تنها به يك اشارت از شادروان كريستن‌سن بسنده مىكند ، اينكه رئيس طبقهء دبيران - كه سياست‌مداران حقيقى بودند - « ايران دبيربذ » يا « دبيران مهشت » ناميده مىشد ، كه گاهى نام او در زمرهء مقرّبان پادشاه ذكر شده ؛ و پادشاه گهگاه مأموريت‌هاى سياسى هم به دو محوّل مىكرده است . آنگاه ، همان‌طور كه در بهرهء « هفت دبيره » از اين گفتار ، خطوط اصحاب مشاغل و پيشه‌مندان ديوانى ياد گرديد « 1 » ، استاد كريستن‌سن كاتبان هريك از دبيره‌هاى مزبور را حسب قياس چنين آورده است : 1 - داد دبير ( - منشى عدليّه ) ، 2 - شهر آمار دبير ( كاتب عوايد دولتى ) ، 3 - كذگ آمار دبير ( - كاتب عوايد دربار ) ، 4 - گنج آمار دبير ( - منشى خزانه ) ، 5 - آخور آمار دبير ( - منشى اصطبل شاهى ) ، 6 - آتش آمار دبير ( - كاتب عوايد آتشكده ) ، 7 - روانگان دبير ( - منشى امور خيريه ) ، 8 - يك‌تن دبير امور اعراب نيز در دربار ايران بوده كه سمت مترجم هم داشته است « 2 » . 4 . گنجور و كتابدار از ديرباز چنين دانسته مىشد كه « گنج » به معناى مجموعى از جواهر و احجار كريمه ؛ و چيزهاى زرين و سيمين و گرانبهاست كه در جايى پنهان باشد . پيشينگان فرزانهء ما لا بدّ ارزش كتاب و نبشته يا سخنان مكتوب را - كه همواره از آنها به درّ و گوهر و مرواريد انديشه تعبير كرده‌اند - برابر با همان گنج و گنجينهء چيزهاى گرانبها ؛ و حتّى « ناميرا » دانسته‌اند كه ضابط و حافظ و خازن آنها را « گنجور » ناميده‌اند ، امروزه كتابدار گويند . در فارسى باستان « گنجور » ( gandhabara ) تركيبى است از كلمهء مادى « گنج » ( ganza ) با پساوند « بره / ور » ( - دارنده ) كه هم بر خزانهء دولتى و هم بر كتابدار شاهى اطلاق مىشده است . در آرامى « گزبريه » طىّ اسناد آرامى و عيلامى عهد هخامنشى يادشده ، هم از الواح عيلامى تخت‌جمشيد برمىآيد كه گنجوران فرعى نيز بوده‌اند . لذا شايد كه گنجوران و امور آنها نهادى شده باشد ، اما هنوز اين مسأله برجاست كه چند تن

--> ( 1 ) . التنبيه ( حمزهء اصفهانى ) ، ص 65 - 67 . / مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) ، ص 117 - 118 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 155 - 156 .